تبليغاتX
اکنون می توانیم یک پرتقال را پوست بکنیم!

اکنون می توانیم یک پرتقال را پوست بکنیم!

لحظه

اما طرز لبان تو را باور كرده بود

كه نامراد اعظم تويي

و لبان ناباكره ي من

آنگاه كه از لبان تو جدا ماند ــ ماندم

مانده بوديم

                   بي بود و در صرف فعل خواستن

كه يقين لايعقل من بودم و

لبان خسته ي تو

                      سرد

آنگاه كه بود

آنگاه كه بودي!

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 21:55  توسط پسرک  |